دوشنبه ۲۰ دی ۱۳۸۹ ه‍.ش.

اون شب بارونی

یه روز بارونی که من داشتم با ماشین میرفتم خونه دیدم یه زن با یه بچه وایسادن سر خیابون و شدن مثل موش آب کشیده من دلم سوخت سوارش کردم و بردم رسوندمش در خونش ورفتم خونمون فردا صبح که اومدم سوار ماشین بشم دیدم یه کیف زنونه تو ماشینه فهمیدم که مال اون خانومه است زود سوار شدم رفتم در خونش تا کیفش رو بدم در زدم در خونشون یه زن اومد در خونه گفتم ببخشید من دیشب یه خانوم رسونم اینجا شما میشناسینش گفت آره مستاجرمونه و الان هم نیست گفتم شماره موبایلش رو بدین اول میخواست نده ولی با اصرار من داد زنگ زدم خودش بر داشت و با صدای حشری کننده گفت الووووو...منم گفتم من همون راننده دیشب هستم که رسوندمتون و کیفتون دست منه کجا بیام بدم بهتون که گفت اگه میشه شب بیارینش در خونه منم قبول کردم شب که اومدم کیفش رو بدم خیلی تعارف کرد و رفتم تو خونشون اون هم یک شلوار تنگ و یه تاپ پوشیده بود و خط سینه هاش معلوم بود گفتم شوهرتون کو گفت چند وقط پیش توی یه تصادف کشته شد بعد از 15 دیگه بلند شدم خداحافظی کردم و اومدم بیرون یه مردی دیدم منتظر ایستاده و به من گفت چه کار این زن جنده داشتی گفتم یعنی چی گفت چقدر دادی تا راضی شد که بهت بده دیگه 2هزاریم افتاد که این زنه جنده پولیه دیگه اون مرده رو یه جور پیچوندمشو رفتم و تصمیم گرفتم که فردا وقتی بچش میره مدرسه برم یه جوری این زنه رو جر بدم فردا به بهانه اینکه کلیدم افتاده تو خونشون رفتم و اومد درو باز کرد و رفتم تو و پسرش نبود سر صحبت رو باز کردم تا جایی رسید که گفت چرا میخوای زن بگیری منم با کمال پررویی گفتم برای سکس گفت اگه کسی میخواست تو حاظری باهاش سکس کنی و گفتم با کمال میل پا شد رفت تو اتاقش بعد از چند دقیقه اومد که دیدم با یه سوتین مشکی ویه شورت اومد بیرون و من بهت زده اون تن سفیدش رو نگاه میکردم گفت مگه همینو نمیخواستی گفتم بله و سریع پریدمو وشروع کردم به لب گرفتن وای که چه حالی میداد بعد از اون سوتینش رو در اوردم و با 2تا توپ سفید مواجه شدم که سیخ وایساده بودن شروع کردم به خوردن و با دستم کونش رو می مالیدم بعد شرتش رو کشیدم پایین وکس سفید و قلمبش رو باز کردم که توش صورتی بود و زبونم رو کردم توش و شروع کردم به خوردن و هی آه...آه...میکرد و میگفت زبونت رو بکن توش بعد خوابوندمش و به صورت 69اون واسه کیر سیخ کرده من ساک میزد ومنم واسه کس سفیدش اینقدر حرفه ای ساک میزد که باورم شد واقعا جنده است بعد پا شدم و به صورت سگی خواستم کونش رو جر بدم که نگذاشت گفت خیلی درد میگیره بعد اومدم کیرم رو کردم تو کسش که خیلی داغ بود و شروع کرد به آه...کردن وشهوت منو زیادتر میکرد تلنبه هامو شدید تر کردم که دیدم داره ابم میاد بهش گفتم گفت بریزش تو دهنم منم زود درش اوردم و و گذاشتم تو دهنش که دو تا تلنبه زدم و آبم ریخت تو دهنش و همشون رو خورد دیگه حال نداشتم ولی به زور لباسام رو پوشیدم و ازش تشکر کردم و رفتم خونه چند ساعت خوابیدم چند بار دهگه هم سکس داشتیم که بالاخره کون تنگش رو افتتاح کردم

دختر همسایه

همسایه ما یک دختر و یه پسر داشت که دوست من بود و اسمش علی بود و اسم خواهرش مریم بود که من همیشه اونو دید میزدم و تو کفش بودم چون خیلی خوشکل بود(چشم سبز،مو بور،خوش اندام و خوش چهره) من با علی هم کلاسی بودیم تو دبیرستان و کنکور با هم دادییم و من شهر خودمون قبول شدم ولی علی یه شهر دیگه قبول شد من بعضی وقتا خونه علی میرفتم چون از ماهواره سردرمیاوردم و هر وقت خراب میشد میرفتم و درستش میکردم موقع ثبت نام دانشگاه بود و مادر و پدر علی برای ثبت نام علی رفته بودن و چون مریم دانشگاهی بود و کلاس داشت خانه ما موند چون با خواهرم دوست بود و رفت و آمد خانوادگی داشتیم .پدرومادر من بیشتر سر کار بودن و من خواهرم و مریم تو خونه بودیم.یه روز 3نفری رفتیم بازار و بازار خیلی شلوغ بود من از عقب میاومدم و اونا جلو میرفتن من مخصوصا بعضی وقت ها خودم رو از جلو به پشت مریم میزدم و میگفتم چرا هل میدن مردم(تا احتمالا شک نکنه)تو خونه هم چند بار دست رو پاش گزاشتم یا دستم رو به کون تپلش زدم بعد از 3روز پدرومادرش اومد ومریم رفت خونشون.بعد از چند وقت مریم زنگ زد و گفت که بیا خونه ما ماهواره رو درست کن من قبول کردم و رفتم در خونشون و اومد درو باز کرد یک لحظه ماتم برد وقتی مریم رو دیدم آرایش کرده بود یه تاپ و یک دامن خوشکل کوتاه پوشیده بود بعد من رفتم داخل و خودم مشغول ماهواره کردم بعد که درستش کردم مریم گفت بشین تا برات شربت بیارم شربت اورد و خم شد که تعارف کنه یک لحظه نگام به سینه های سفیدش افتاد اما به روی خودم نیاوردم بعد اومد کنارم نشست بدنش خیلی داغ بود و منم حشری شده بودم بلند شدم رفتم دستشویی وقتی اومدم دیدم مریم زده یه شبکه سکسی من اومدم نشستم دیدم مریم دستش رو گذاشت رو پام و به من نزدیک شد منم دستم رو گذاشتم رو کمرش و سرم رو بهش نزدیک کردم و لب گرفتیم وای که چه حالی داد بعد آروم تاپش رو در اوردم و از گردن شروع به خوردن تااومدم پایین بعد دامن وشورتش رو کشیدم پایین وای که چه کسی بود صورتی و بدون هیچ مویی و قلمبه شروع کردم به خوردن اما اجازه نمیداد میگفت خوشم نمیاد بعد برگردوندمش و کون سفید و قلمبه ای که همیشه آرزو کردنش رو داشتم دیدم بعد به حالت سگی شد میخواستم بکنم تو کونش امانمیگذاشت با هزار خواهش و التماس بالاخره اجازه داد کیرمو گذاشتم در سوراخ سفید کونش و یه توف زدم بهش و آروم فشار دادم تو مریم داشت درد میکشید ولی چیزی نمیگفت بعد شروع کردم به تلنبه زدن که آخو اوخش شرو شد هرچی تندتر میزم آخ...آخش بلندتر میشد تا احساس کردم مریم شل شد و افتاد اما من ول نکردم چون هنوز آبم نیومده بود تا بالاخره آبم اومد و ریختم کونش و افتادم روی مریم بعد از 15‎ ‎دقیقه هر دو بلند شدیم و رفتیم یه دوش بگیریم که داخل حمام هم یه سکس کردیم و من دیگه حسابی خسته شدم و مریم رو بوسیدم و رفتم خونه و خوابیدم بعد از اون ‏2هفته ای یک بار سکس داشتیم البته فقط ازکون

من و دختر دایی

من یک دایی دارم که 2بچه داره یک دختر و یک پسر من با پسرداییم که اسمش نیما است با اینکه از من کوچیکتره ولی خیلی با هم رفقییم شهر زندگی ما با شهر اونا فاصله زیادی داشت ولی من معمولا تابستان میرفتم 1ماه خونشون و اونا معمولا عیدا می اومدن خونه ما .من تا سوم دبیرستان اصلا اهل سکس نبودم ولی از اون به بعد من خیلی تو کف دختر داییم بودم و هر وقت اونا خونه ما می اومدن یا من میرفتم اونجا حسابی دیدش میزدم چون خیلی توپ بود قد حدود 175 وزن حدودا 65 ولی کون بزرگی داشت و سفید بود و همیشه آرایش میکرد و هر وقت میدیدمش میخواستم بخورمش .یه تابستان که من رفته بودم خونه اونا قرار شد یه صبح بریم شمال و صبح فرداش برگردیم دخترداییم به بهونه اینکه درس داره(دانشگاهی بود) با ما نیومد ما رفتیم شمال که طرافای عصر بود که از اداره زنگ زدن و گفتن باید خودت رو سریع برسونی به همین دلیل ما سریع راه افتادیم به طرف خونه حدود ساعت8رسیدیم من یه مقدار ازوسایل رو برداشتم و اومدم بالا(اپارتمان بود)و زنداییم کلید رو داد تادر نزم شاید دختر داییم خواب باشه و زن داییم چون بیرون کاری داشت با پسر داییم رفتن من در رو آروم باز کردم اومدم تو دیدم داره یه صداهایی میاد از اتاق دختر داییم رفتم آروم سرک بکشم که دیدم بله یه پسره داره بصورت سگی دختر دایی ناز کون گنده ام رو میکنه و همین طور که تلنبه میزنه کونش مثل ژله تکون میخورد من به سرعت موبایلم رو در اوردم و یه عکس بعنوان مدرک جرم گرفتم و بعد پریدم تو یکهو دوتاییشون بهت زده به من خیره شدن و پریدم یارو رو گرفتم انداختمش اونور و گفتم گمشو نمیخوام ریختت رو ببینم اونم تته پته کنون پا گذاشت به فرار من رفتم کنار دختر داییم نشستم و گفتم از کی همدیگه رو میشناسین؟گفت این پسر طبقه بالایی و من چند بار اونو تو آسانسور دیدم و یک بار هم بهم شماره داد و این هم اولین باری بود که داشتیم سکس میکردیم .بعد گفتم لباسات رو بپوش تا مامانت نیومده بعدا در بارش صحبت میکنیم.لباسشرو وقتی داشت میپوشید میخواستم همون جا بپرم رو کون سفیدش و جرش بدم ولی نمیشد چون مامانش می آمد .شب که رفتم بخوابم اصلا تا صبح خوابم نبرد چون اون صحنه سکس سگی و کون سفید و تپل و بی موی داخترداییم رو یادت نمیرفت و هی به اون عکسی که ازشون گرفتم نگاه میکردم و کیرم رو میمالیدم .فردا صبح داییم و زن داییم رفتن سرکار و نیما هم کلاس داشت و رفت دخترداییم هم رفت امتحان بده منم پریدم پشت ماهواره و کارت داشتم زدم فیلم سکسی بعد از دیدن 6،7 فیلم دیدم صدای در میاد اومدم که خاموشش کنم که دیدم دختر داییمه دوباره اومدم نشستم سر جام و گفتم که این بهترین فرصته که کونش رو جر بدم دخترداییم رفت تو اتاقش و داشت شلوارش رو در می اورد که عوضش کنه که من رفتم و چسبیدم پشتش و کیر سیخ کردم رو کردم لای پاش مقاومت کرد و نگذاشت و لی با اصرار های زیاد من بالاخره قبول کرد تی شرتش رو در اوردم و شروع کردم به خوردن پستونای سفید و نسبتا بزرگش بعد اومدم پایین و همینکه شورتش روکشیدم پایین ماتم از کوس بی موی قلبمش لاش رو بازکردم صورتی بود و شروع کردم به لیس زدن اونم حال میکرد و میگفت آه...بخورش همش مال تو منم هی حشری میشدم بعد به سینه خوابوندمش رو تخت و یک بالش گذاشتم زیرش و کونش قلمبه زد بالا لای کونش رو باز کردم و سوراخ سفیدصورتیش رو دیدم وشروع کردم به خوردن وگاز گرفتن کونش و انگشتم رو میکردم تو کونش بعد از اون یک اسپری تاخیری زدم و کیرم رو گذاشتم رو سوراخ کونش و یک توف زدم و آروم کیرم رو فشار دادم تا سرش رفت تو آه آهش شروع شد و منو حشری تر میکرد آروم شروع کردم به تلنبه زدن و آه آه دختر داییم زیاد شد تا اینکه یهو ساکت شد و من هنوز ولش نکردم بعد به کمر خوابوندمش و پاهاش روگذاشتم رو شونه هام و یکهو کردم توکونش و هی میگفت کافیه دیگه خیلی درد داره تا اینکه داشت آبم می اومد و درش اوردم و ریختم رو پستوناش وقتی نگام به سوراخ کونش افتاد دیدم قرمز کرده و خیلی باز شده دیگه حال نداشتم و همون جا افتادم بعد از ربع ساعت 2تایی رفتیم حموم اونجا هم برام یه ساک زد که خیلی حال کردم بعد از اون دیگه من رفتم خونمون و حدود 4 ماه بعد شنیدم که واسش خواستگار اومده و میخوان که عروسی کنن